خاطرات من(رها) در بندرعباس

هستی وکیانا بهترین دوستای بندرعباسی من بودند.قلب خاطرات

خیلی زیادی با اون ها دارم.انقدر امیر عباس و علیرضا پسر های

مهربونی هستن که حد ندارهتشویق

 

تولد هستی توی باغ رودان:از راست به چپ:فاطمه،خودم،امیرعباس،هستی و علیرضا

 

 

من و دوستم سینا

ردیف اولمتشویق

 

اینم سهیل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کیانا ومن

 

روز جهانی کودک ،پارک شهرک فجر با سنا

 

راست به چپ:فاطمه،خودم و نگار

 

 

اینجا با مربی اسکیتم آقای میراب رفته بودیم فرودگاه استقبال هیات ورزشی اسکیت

 

 

 

فروردین 1384: دایی جونم بغلم کرده

 

 

/ 15 نظر / 77 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرداد

سلام رهای عزیزم مرسی که عکس من هم گذاشتی خاطراتت خیلی قشنگه آفرین فقط شروع خاطراتت فکر کنم از 28/12 79 درسته :)

مرضیه

سلام رها جون با اجازه شما رو لینک کردم خواستی لینکم کن تا با هم بیشتر در ارتباط باشیم مرسی خاله

مامان دینا

سلام مامانی رها خانمی. از آشنایی با شما بسیار خوشحالم. چرا که نه عزیزم.با تبادل لینک موافقم. روی ماه رها جون و ببوسین از طرف من.[ماچ][ماچ]

فريبا

سلام من باز اومدم[خجالت][قلب]

مامان مبینا

سلام من عاشق فرهنگ و زندگی کردن توی جنوبم خوش به حالتون که اون جا زندگی می کنید در ضمن مرسی از این غکس های زیبا با اجازه من لینکتون کردم

سمی

خوشحال شدم از آشناییت امیدوارم دوستای خوبی باشیم [قلب] رهات نازه خدا حفظش کنه[قلب]

فریده

عکسهایت همه بسیار عالیه به خصوص من عاشق اون عکست شدم که با کلاه اسکیت هستی نگاهت توی این عکس بسیار شیطنت امیز و قشنگه راستی دوستت ماهور پسر اقای زرگر نیست ؟

فریده

عکسهایت همه بسیار عالیه به خصوص من عاشق اون عکست شدم که با کلاه اسکیت هستی نگاهت توی این عکس بسیار شیطنت امیز و قشنگه راستی دوستت ماهور پسر اقای زرگر نیست ؟